الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
131
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
انجام داد . مِرْآة : آينه و چيزى كه صورت اشياء در آن ديده شود ، بر وزن - مِفْعله از رأيت است - مثل - مصحف از صحفت - جمع مرآة - مَرَائِي است . الرِّئَة : محلّ تنفّس و عضو ظاهر و گسترده از قلب و جمعش از لفظش رِؤُون است . ابو زيد ميگويد : حفظنا همو حتّى اتى الغيظ منهمو * قلوبا و اكبادا لهم و رِئِينَا « 1 » رِئْتُهُ : به ريهاش زدم .
--> ( 1 ) شعر از اسود بن يعفر ، شاعر قبل از اسلام و از شعراء بخشنده و بزرگوار بوده كه اشعارى زيبا و ادبى سروده است به خصوص قصيده داليّه او كه اشعارى عبرت انگيز دارد ، مىگويد : نام الخلى و ما احس رقادى * و انهموا محتضر لدى و سادى من غير ما سقم و لكن شفنى * هم اراه قد اصاب فوادى اين الّذين بنو او طال بناءهم * و تمتّعوا بالاهل و الا ولادى فاذا النعيم و كلّ ما يلهى به * يومه يصير الى بلى و نفاد 1 - بى غمى در من نيست و خوابيدن و استراحت و خوابم را حس نمىكنم ، غم و اندوه بربالينم حاضر است . 2 - بدون اينكه دردى داشته باشم ولى اندوهى كه به دلم رسيده است مرا رنجور و ناتوان ساخته . 3 - آنهائى كه بناهاى عظيم و مرتفع ساختند كجايند ، همانها كه از همسر و فرزندان خويش بهره مىگرفتند . 4 - ناگهان روزى نعمتها و هر چه را كه از آنها لذّت مىبردند به تباهى و نابودى تبديل شد . امّا شعرى كه راغب رحمه اللّه از قول ابو زيد انصارى نقل نموده ، در كتابش ( النّوادر فى اللّغه ) ضمن چهار بيت چنين است : تحية من لا قاطع حبل و اصل * و لا صارم قبل الفراق قرينا فغظناهم حتّى اتى الغيظ منهم * قلوبا و اكبادا لهم و رئينا 1 - درود از كسى كه قبل از جدائى و فراق ، گسلاننده و قطع كننده پيوند دوستى است كه پيوسته به دوست است نيست . 2 - و ما آنها را آنطور به خشم آورديم كه خشمشان به دلها و جگرها و ريهها رسيد . و در متن حفظنا نوشته شده كه غلط است .